بغض شکسته آواز عاشقانه ي ما در گلو شکستحق با سکوت بود ، صدا در گلو شکستديگر دلم هواي سرودن نمي کندتنها بهانه ي دل ما در گلو شکستسر بسته ماند بغض گره خورده در دلمآن گريه هاي عقده گشا در گلو شکستاي داد ، کس به داغ دل باغ دل نداداي واي ، هاي هاي عزا در گلو شکستآن روزهاي خوب که ديديم ، خواب بودخوابم پريد و خاطره ها در گلو شکست«بادا» مباد گشت و «مبادا» به باد رفت«آيا» زياد رفت و «چرا» در گلو شکستفرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماندنفرين و آفرين و دعا در گلو شکستتا آمدم که با تو خدا حافظي کنمبغضم امان نداد و... در گلو شکست ای وای دلم.......................... نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 19:6 توسط سامان| |
آواز عاشقانه ي ما در گلو شکستحق با سکوت بود ، صدا در گلو شکستديگر دلم هواي سرودن نمي کندتنها بهانه ي دل ما در گلو شکستسر بسته ماند بغض گره خورده در دلمآن گريه هاي عقده گشا در گلو شکستاي داد ، کس به داغ دل باغ دل نداداي واي ، هاي هاي عزا در گلو شکستآن روزهاي خوب که ديديم ، خواب بودخوابم پريد و خاطره ها در گلو شکست«بادا» مباد گشت و «مبادا» به باد رفت«آيا» زياد رفت و «چرا» در گلو شکستفرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماندنفرين و آفرين و دعا در گلو شکستتا آمدم که با تو خدا حافظي کنمبغضم امان نداد و... در گلو شکست
ای وای دلم..........................