ماه مستقیم می رفت من پیچیدم.....
باور کن هنوز هم می شود به پاکی اسمان هجرت کرد دیگر نگو سیب طلای قصه هارو کرم های کوچک کابوس خورده اند تنها دستت را به من بده و بیا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اره اینارو استادم بهم گفت اون بادم داد که اوج بگیرم اون یادم داد که عاشق باشمو عاشقانه زندگی کنم استاد من اونقدر مهربون بود که علاوه به اب .بابا جای ابو .دلیل رفتن بابارو هم بهم گفت.............. ............................................................................ ........................................................................................ .................................................................................................. ولی دیگه نمیخواد باشه میخواد کمرنگ بشه کجایی چرا نیستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ چرا نمیبینمت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چراوقتی دارم اوج میگیرم میخوایی کمرنگ بشی من که بهت گفته بودم رفتن این راه به تنهایی برام سخته چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

