تبليغاتX
DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-strict.dtd"> ماه مستقیم می رفت من پیچیدم.....

ماه مستقیم می رفت من پیچیدم.....

این روزها هم میروند،فقط ای کاش میدانستم چگونه نباشند
باید به چشمانم آرام بودن را یاد دهم
شاید دیگر بیتاب لحظه لحظه هایی که نمیگذرند
این روزها هم میروند.کمی آرامتر،کمی تلختر،کمی سخت تر
فقط جای خالی کسی یا بوی خاطره ای زنده نگهشان میدارد
این روزها هم میروند،به حال ثانیه هایش دلم میسوزد.مغرور بودند،شاید از زیباییشان بود
نمیدانم...

برام دعا کنین.......................

نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 0:7 توسط سامان| |
ددلم که از دست تو شکفه با خدا می کرد

میان گریه نهانی تو را دعا می کردم

برای این که بدانی چه میکشم زدستت

کاش خدا تو را به یکی چون تو مبتلا میکرد............................

نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 0:51 توسط سامان| |