ماه مستقیم می رفت من پیچیدم.....
"خسته شدم" خسته شدم از خودم ! خسته ام از زندگی بی هدفم که بی فکر جلو میره ! همون زندگی که توش پره دروغه ! همون زندگی که من حالم ازش بهم میخوره ! دلم میخواد تمومش کنم ! یه جورایی از یکنواختی در بیام ! میخوام تنوع داشته باشم ! میخوام خوشبخت باشم * نمیخوام احساس پوچی کنم ! چرا فکر میکنم که دیگه نمیتونم ! چرا دارم میپوسم ! چرا درک وجود نداره ... چرا زندگی فوت شده پیش خدا ... چرا من تنهام ! چرا میخوام زندگیمو پر پر کننم ! حس میکنم دارم تموم میشم ! حس میکنم دیگه نمیتونم حرف بزنم ! دلم میخواد رها باشم از هر چی غم تو دنیاست ... دلم نمی خواد استرس داشته باشم ! دلم میخواد زندگی راحتی داشته باشم ! دلم سرد شده ! دلم داره یخ میزنه ! هیچ چیز خوشحالم نمی کنه جز یه دوست که خیلی دوسش دارم... اخه سنگ صبورم

