ماه مستقیم می رفت من پیچیدم.....
خوبین چه خبر دلم خیلی گرفته چه قدر سخته نوشتن وقتی که دلت گرفته وقتی که دلتنگ باشی ولی ندونی دلتنگ کی چه قدر سخته کلید قفل ها تو دستت بشه ولی نتونی قفلو باز کنی چه قدر سخته همه فکر کنن که داری تظاهر میکنی چه قدر سخته وقتی حوصله نداری بهت بگن عاشق شدی و نخوان مشکل اصلی رو حل کنن؟؟ چه قدر سخته حرف دلتو به کسی نتونی بگی چقدر سخته که بعد چند سال ظاهر سازی دیگه خسته شی و نتونی بقیه راهو بری چقدر سخته که هیچ انتظاری از اطرافیانت نداشته باشی ولی اونا پر از انتظار خیلی خیلی خستم از ظاهر سازی خستم از خودم بیزارم میخوام برگردم به بچه گیم ولی نمی ذارن نمیذارن یه روز خودم باشم برای خودم زندگی کنم داره از این زندگی..........میگیره دلم برای روز های افتابی گذشتم بی تابی میکنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

