ماه مستقیم می رفت من پیچیدم.....
پشت دریا شهری است قایقی خواهم ساخت........................ باز باران با گوهر های فراوان باران نیز در دلتنگیم شریک شد و فقط او فهمید در دلم چه اشو بیست......................................................
نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت
0:0 توسط سامان| |
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت
20:31 توسط سامان| |
