ماه مستقیم می رفت من پیچیدم.....
به کجا چنین شتابان گون از نسیم پرسید به هران کجا که باشد به جز این سرا سرایم همه ارزویم اما .............. چه کنم که بسته پایم....... ز غبار این بیابان..... به کجا چنین شتابان سفرت بخیر من و دوستی خدا را گر از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی به شکوفه ها به باران برسان سلام مارا.................. هر گز چشمانت را به خاطر كسي كه معني نگاهت را نمي فهمد گريان مكن
نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت
21:1 توسط سامان| |
نوشته شده در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت
1:40 توسط سامان| |
